تبليغاتX
باران عشق

باغ قشنگ آرزوهايت
روز وصال: شنبه بیست و ششم آبان 1386 لحظه رويدن عشق :10:10

باز باران ...شیشه ی پنجره را باران شست! ولی از دل من چه کسی نقش تو را خواهد شست؟؟

گذشته.... يادش به خير آن روز كه خاطره ها رنگ عشق داشت وقتي كه آرزو بر چشمهاي عاطفه جاي مي گرفت و باد پيك خبر هاي خوب بود آن روزها ?كه معني گل قاصدكي چيزي به جز سلام دو عاشق به هم نبود يادش به خير آن روزها كه مثل خواب و خيالي شد و گذشت.........

 

 

 درهاي آسمان تنها نشست گوشه اي عاشقي غمين مي گفت با خد ا با ناله اي حزين گويي كه بسته است در هاي آسمان كو لطف و رحمتت؟ كو رحم مردمان ؟ آنكس كه با اميد دل بسته بودمش رفت از كنا رمن پس عشق بي بهاست از درد دوري اش زانو بغل گرفته و مي كوفت سر به سنگ سيلاب اشك و درد مي ريخت بر زمين مي گفت همچنان پس عشق بي بهاست پس عشق بي بهاست نا گه زبان گشود قلب از قفاي دل گفتا كه نام عشق زين پس چنين مبر بنگر كه هر تپش با نام دلبر است هرچند رفته است از ما و عشق ما نامي نمي برد بنگر كه هر نفس آهي است از جگر هر گز مرا مباد يك لحظه بي غمش هرچند رفته است ليكن خد ا هر لحظه ياورش اين حال و روز زار ما راست يا دگار تا هست اين جهان هفت آسمان ، زمان نام و نشان يار ورد زبان ماست از عشق ناب ما در هاي آسمان آري گشوده شد از سوز و آه ما سنگ و كلوخ كوه آري كه نرم شد باري زمين شكافت سيلاب درد شد اين درد نا به جاست؟ اين عشق بي بهاست ؟؟؟

 روياي نازنين من... اي همه نياز من سرو بلند ناز من گر نظري تو بنگري بر دل ناچار من دل شودت غلام تو گر تو كه پادشه شوي گاه دل ضعيف من ميرود از كوي خودم تا برسد به وصل تو مي رود كو به كوي تو اين دل خوش فريب من چاره ندارد اي خدا پس به از آن كه تو شوي شور و نواي باطنم نور تويي حور تويي شهد جگر سوز تويي راز تويي عشق تويي وان همه هستي مني تو ز ترانه خوشتري و ز ملكوت برتري با دل ما سر بكن اين دل زخمي من ست در طلب رضاي تو گر همه عمر دعا كنم هر دمي اش خدا زنم از همه عاشقان سرم چون كه تو هستي ياورم تو به چه طرفه اي زدي دست دل و نياز ما پاكترين مردمان نزد خداي مهربان تويي تويي فقط تويي چون كه هميشه با مني من طلب رضا كنم در دو جهان دعا كنم چون كه تو هستي يار من از خود او طلب كنم تا كه به امر خودكند خير و صلاح يار من خير تويي روح تويي آه جهان سوز تويي شركه بود ز يار من اين همه خوبي از تو است پس به خدا قسم دهم تا تو بگيري دست من

ولی تو...

 

درد من بودی همدرد نبودی ؛

 

راه من بودی همراه نبودی ؛

 

غم من بودی وغمخوارنبودی؛

 

عشق من بودی وفادار نبودی؛

ومن... 

 

اشک شدم و در پشت برکه ی غصه ها پنهون شدم

 

چقدر سخته انتظار
چقدر سخته ثانيه ها رو شمردن
چقدر سخته منتظر موندن کسي
که به يادت نيست

 

نگارنده عشق باران *.* c7rain *.* | عنوان عشق: | لينک مهر |
   طراح زيبا ترين قالب هاي بلاگفا : محسن مختاري

c7rain@yahoo.com