تبليغاتX
باران عشق

باغ قشنگ آرزوهايت
روز وصال: شنبه بیست و ششم آبان 1386 لحظه رويدن عشق :10:10

 

 دلم را با سحر خوش کرده بودم           غــــــــــروب ماجرایت در دلم ماند

 

آيا صدايم را مي شنوي؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 آيا صدايم را مي شنوي؟؟!!!!

صداي عاشقي را كه براي معشوق اشك مي ريزد صدايي كه از گرمي خرده سنگهاي راه دور مي آيد. صدايي كه سالها مي شنوي ناله اي كه از براي جدايست؟؟ آرررررررررررررررررررررري صدا!آه! ناله ي من است. افسوس كه صدايم در سينه حبس شده و از ناچاري به قلم و ياغذ روي مي آورم و مي خواهم بنويسم به روي هزاران كاغذ هزاران اختر سينه ي آفتاب نسيم بهار و مرواريد درون صدف دوستت داررررررررررررررررررررررررررررم.

 

1 

و بعد از رفتنت... شبي از پشت يك تنهايي نمناك و باراني تو را با لحجه ي گلهاي نيلوفر صدا كردم.تمام شب براي يا طراوت ماندن باغ قشنگ آرزو هايت دعا كردم. پس از يك جست و جوي نقره اي در كوچه هاي آبي احساس تو را از بين گلهايي كه در تنهايي ام روييد با حسرت جدا كردم. و تو در پاسخ آبي ترين موج تمناي دلم گفتي: دلم حيران و سرگردان چشماني است رويايي و من تنها براي ديدن آن چشم تو را در دشتي از تنهايي و حسرت رها كردم. همين بود آخرين حرفت ومن بعد از عبور تلخ و غمگينت حريم چشمهايم را بروي اشكي از جنس غروب ساكت و نارنجي خورشيد وا كردم. نمي دانم چرا رفتي؟؟؟؟؟ نمي دانم؟شايد خطا كردم. و تو بي انكه به فكر غربت چشمان من باشي .... نمي دانم كجا ! تا كي ! براي چه؟؟؟ ولي رفتي و بعد از رفتنت باران چه معصومانه مي بارد و بعد از رفتنت يك قلب دريايي ترك برداشت. و بعد از رفتنت رسم نوازش در غمي خاكستري گم شد و گنجشكي كه هر روز از كنار پنجره با همرباني دانه بر مي داشت تمام بالهايش غرق در اندوه و غربت شد. و بعد از رفتنت آسمان چشمهايم خيس باران شد. و بعد از رفتنت انگار كسي حس كرد من بي تو تمام هستي ام از دست خواد رفت . كسي حس كرد من بي تو هزاران بار در هر لحظه خواهم مرد. و بعد از رفتنت درياچه بغضي كرد. كسي فهميد تو نام را از ياد خواهي برد و من با آنكه ميدانم تو هرگز ياد مرا با خود نخواهي برد هنوز آشفته ي چشمان زيباي توام برگرد... ببين كه سرنوشت انتظار من چه خواهد شد. و بعد از رفتنت ازاين همه طوفان و وهم و پرسش و ترديد كسي از پشت قاب پنجره آرام و زيبا گفت :تو هم در پاسخ اين بي وفايي ها بگو در راه عشق و انتخاب آن خطا كردم. و من در حالتي ما بين اشك و حسرت و ترديد كنار انتظاري كه بدون پاسخ و حرفست. و من در اوج پاييزي ترين ويراني يك دل ميان غصه اي از جنس كوچك يك ابر... ومن در حالتي... نمي دانم چرا؟ شايد به رسم عادت پروانگي هامان باز براي شادي و خوشبختيي باغ قشنگ آرزوهايت دعا كردم

گر چه ذوق ها کردم از آشنایی های تو

 

انتقام از من گرفت آخر جدایی های  تو

 

اگر در خواب می دیدم غم روز جدایی را

 

به دل هرگز نمی دادم خیال آشنایی ها

 


ادامه مطلب
نگارنده عشق باران *.* c7rain *.* | عنوان عشق: | لينک مهر |
فقط عکس
روز وصال: یکشنبه بیستم آبان 1386 لحظه رويدن عشق :6:35

 

بارون...

وقتی بارون می باره از اسمون

چشم من رفیق می شه با چشم اون

وقتی عطر سیبه سرخه باغچمون

منو مجنون می کنه به بوی اون

وقتی غصه می خورم ز دوریمون

می شینم تو خلوت یه سایبون

وقتی که دل می شه کلبه ی حزون

اسمشو دائم می اره به زبون

وقتی هست توی دلم حس رهایی وجنون

تازه احساس می کنم که عاشقم عاشق اون...

از همه جا و همه چی(فقط نظر یادتون نره)
 
ندانستم که من کيستم,ولي دانستم تو کي هستي,ندانستم که عاشق کيست
ولي دانستم عشق چيست,احساس نکردم شب و روز ميگذرد ولي احساس کردم اين تويي که ميگذري,دستهايم را باز خواهم گذاشت تا تو را در اغوش بگيرم.
قلبم را خواهم بست تا هيچکس ديگري وارد ان نشود,چشمانم را خواهم بست تا تصويري به غير از تصوير تو در ان نقش نگيرد.
ندانستم زمستان کي گذشت,ندانستم بهار امد,ندانستم بهار هم دارد ميرود
فقط دانستم اين ما هستيم که مانده ايم و گذشتن هارا تماشا ميکنيم,تماشا ميکنيم و براي روزهايي که رفته و بر نميگردد اشک ميريزيم ,ندانستم دستانم بهم ميرسند دانستم دستانم به تو نميرسند,بعد از همه ي ندانسته هايم دانستم که دوست داشتن تو تنها چيزي است که تا اخر عمر خواهد ماند و من دوست دار توام و
دانستم که عشقم تنها براي توست......

 
 
عشق

عشق

وایسا دنیا من دیگه خسته شدم ، بس که چشام بارونیه پس دلم تا کی فضای غضه رو مهمونیه من دیگه بسه برام تحمل این همه غم بسه جنگ بی ثمر ، برای هر زیاد و کم وقتی فایده ای نداره ، غصه خوردن واسه چی واسه عشقای تو خالی ، ساده مردن واسه چی نمی خوام چوب حراجی رو به قلبم بزنم نمی خوام گناه بی عشقی بیفته گردنم نمی خوام در به در پیچ و خم این جاده شم واسه اتیش همه یه هیزم اماده شم یا یه مو جود کم و ، خالی پر افاده شم وایسا دنیا وایسا دنیا من می خوام پیاده شم

عشق

 

رسم این شهر عجیب است بیا برگردیم قصد این قوم فریب است بیا برگردیم آن که یک روز دل به نگاهش دادیم خنده اش سرد و غریب است بیا برگردیم عشق بازیچه شهر است ولی در دل ما دفتر عشق نجیب است بیا برگردیم

دوباره غصه امده به پرس و جوی حال من دوباره غصه امده به پرس و جوی حال من خبر ندارد از فراق شکسته است بال من چه بی قرار می زند میان سینه قلب من چه پر هراس می رود دقایق وصال من تو چون خیال بوسه ای میان شاهراه هجر هوای چشمهای تو بریده است مجال من تویی شکسته از غم و منم اسیر روزگار و ای که زندگی شده دگر غم و ملال من ترنم نگاه تو چو شبنمی به روی من

ميلاد ناگهان عشق آفتاب‌وار نقاب برافکند و بام و در به صوت ِ تجلي درآکند، شعشعه‌ی آذرخش‌وار فروکاست و انسان برخاست

 

مرغ مسکین زندگی....

مرغ مسکین زندگی زیباست

خورد وخفتی نیست بی مقصود

می توان هر گونه کشتی راند بر دریا

می توان مستانه در مهتاب با یاری بلم بر خلوت ارام دریا راند

می توان زیر نگاه ماه با اواز قایقران تاری زد لبی بوسید

من در این گود سیاه وسرد وطوفانی نظر در جستجوی گوهری دارم

تارک زیبای صبح روشن فردای خود را تا بدان گوهر بیارایم

مرغ مسکین زندگی بی گوهری اینگونه نازیباست

می نویسم با نور...

مي نويسم با نور


در هوايي از مهر


کاغذي از پر گلهاي سپيد


نه به يک بار و به ده بار،


که هزاران، شايد


مي نهم در سبدي


از گل نيلوفر و احساس دلم


مي سپارم


به دل قاصدکي تا برساند به دلت


تا بداني


دل من


غرق تمناي نگاه تو هنوز


مي نويسد شب و روز:


« خوب نازنين من


از هميشه تا هنوز


دوستت مي دارم!...»

شب پره...

 

شب پره روی تنش جای زخمی پیداست

 

 

روح من بي خبر است

 


که چرا خنجر من روي تنش زخمي کاشت .

 


همه ي آدميان در خوابند

 


پس چرا ظلمت شب بيدار است ؟!...

 


مگر او خسته ز افکار پريشانش نيست ؟


نه...

 


فکر او جاي دگر ميگردد

 


در خيالش همه ي پنجره ها بيدارند

 


آسمان رنگين است

 


همه شب بوها پي روزي ميگردند ...

 


خستگي روي تنش پيدا شد

 


و چه زود چشم خورشيد به بالا آمد .

 


من نگاهم به نگاهش افتاد

 


همه ي خستگي ام رفت ز ياد ...

 

 

شاید اگر دائم بودی کنارم

یه روز می دیدم که دوستت ندارم

می خوام برم که تا ابد بمونم

سخته برای هردومون... می دونم

...........................

 

فکر نکنی دوری و اینجا نیستی،

قلب من اونجاست، تو تنها نیستی

خودم میرم، عکسم ولی توقابه

می شنوه حرف رو... ولی بی جوابه

............................

 

 

 

 پروردگارا
به من آرامش ده
تا بپذیرم آنچه راکه نمی توانم تغییر دهم
دلیری ده
تا تغییر دهم آنچه را که می توان تغییر دهم
بینش ده
تا تفاوت این دو را بدانم
مرا فهم ده
تا متوقع نباشم دنیا و مردم آن
مطابق میل من رفتار کنند.

خلیل جبران


کوچه های فکر تو....

از کوچه های فکر تو

در روزگار پر تب وتاب محال ها

بی انکه چشک بر کس دیگر نهم

روزی گذشته ام

با ذهن خسته پای شکسته بدون هیچ

افتاده ام به راهی

که به کوچه های ذهن تو ختم می شود

راه پر از عبور اندیشه های سبز

اندیشه های پاک اهورایی نگار

در ذهن خود تجسم یک لحظه را

ان لحظه ای که نیک دلت را به من سپردی

با خاطرات روشن هر روزه های تو

مرور می کنم

اندیشه های من

با انکه با تو گاه گاهی زیسته ولی انگار

اندیشه های توست

شاید بدون هیچ شباهت به هم

روزی در ذهن پاک کوچکمان

وسعت ابی دریا ها را می اندیشیم

تو امدی تا خاطرات شعر نجات مرا

باز هم در ذهن من تداعی کنی

در ذهن من غوغایی است

غوغای دوستی سخت است گفتنش

این دوستی به اندازه ی وسعت ذهن پاک تو همیشه می اید همراه ذهن تو...

 

نگارنده عشق باران *.* c7rain *.* | عنوان عشق: | لينک مهر |
بارون دلش گرفته
روز وصال: دوشنبه هفتم آبان 1386 لحظه رويدن عشق :16:30
این یک حقیقته .
کاریش نمیشه کرد .
HydroForum® GroupHydroForum® GroupHydroForum® Group
 
 
 All religions are paths but the paths are not God
همه ی ادیان راه رسیدن به خدا هستند، اما خود خدا نیستند
 
God is that, the greater than which cannot be conectived
خداوند از هر آنچه غیر قابل درک، بزرگتر است
 
Love is the highest gift of God
عشق والاترین هدیه ی خداوند است
 
Abstaining from luxuries is the way to God
پرهیز از تجملات، راهی است به سوی خدا
 
By practising God's rememberance
your inner being will be illuminated little by little
and you'll achieve some measure of detachment from the world
با یاد آوردن خداوند، درونت به تدریج روشن می شود
و به مراتب از عدم دلبستگی به دنیا خواهی رسید
 
God is the East and the West
and wherever you turn, there is God's face
خدا شرق است و غرب است
به هر طرف رو کنی، رو در روی خدا خواهی بود
 
The prayer most acceptable to
God comes from a thankful heart
دعایی که بیش از همه مورد پذیرش خداوند است
دعایی است که از دل شاکر برخیزد
 
Sooner or later you have to seek God. Why not now
دیر یا زود باید به دنبال خدا بگردی، چرا حالا نه؟
 
whoever wants to find God will find a way to Him
هر کسی خدا را بجوید، راهی به سوی او خواهد یافت
 
 
 
Sleep in peace, God is awake
با خیال راحت بخواب، خدا بیدار است

 

 غريب است دوست داشتن..

وعجيب تر از آن است دوست داشته شدن...

وقتي مي‌دانيم کسي با جان و دل دوستمان دارد ...

 ونفس‌ها و صدا و نگاهمان در روح و جانش ريشه دوانده ؛

 به بازيش مي‌گيريم هر چه او عاشق‌تر ،

ما سرخوش‌تر،

 هر چه او دل نازک‌تر ،

ما بي رحم ‌تر .

 تقصير از ما نيست ؛

 تماميِ قصه هايِ عاشقانه،

 اينگونه به :

گوشمان خوانده شده‌اند

 

 

          

عشق از ازلست و تا ابد خواهد بود

جوينده عشق بي عدد خواهد بود

فردا كه قيامت اشكارا كردد

هر دل كه نه عاشق است رد خواهد شد

موفق باشي

When you feel unlovable, unworthy and unclean,
when you think that no one can heal you,
Remember, Friend,
God Can
.

وقتي احساس مي‌کني قابل دوست داشتن نيستي
وقتي احساس بي لياقتي و نا پاكي مي كني
وقتي احساس مي كني كسي نمي تواند دردهاي تو را التيام ببخشد
به ياد داشته باش دوست عزيز من
خدا مي تواند

When you think that you are unforgivable
for your guilt and your shame
Remember, Friend,
God Can.

وقتي احساس مي‌كني قابل بخشش نيستي
براي شرم و گناه هايت
به ياد داشته باش دوست عزيز من
خدا مي تواند

When you think that all is hidden
and no one can see within
Remember, Friend,
God Can.

وقتي فكر مي كني همه چيز پنهان است
و هيچكس نمي تواند درون را ببيند
به ياد داشته باش دوست عزيز من
خدا مي تواند

And when you have reached the bottom
And you think that no one can hear
Remember my dear Friend
God Can.

وقتي به انتها مي رسي و گمان مي‌كني 
کسي نيست تا صدايت را بشنود
به ياد داشته باش دوست عزيز من
خدا مي تواند

 

And when you think that no one can love
The real person deep inside of you
Remember my dear Friend,
God Does.

وقتي گمان ميبري كسي نمي تواند
به خود واقعي درون تو عشق بورزد
دوست عزيز من به ياد داشته باش
خدا مي تواند.

 

 

 

 

 

عشق زیبایی های دلخواه را در معشوق می آفریند و دوست داشتن زیبایی های دلخواه را در <دوست>میبیند و می یابد.

عشق یک فریب بزرگ است و دوست داشتن یک صداقت راستین و صمیمی وبی انتها و مطلق .

از عشق بیشتر هر چه مینوشیم سیراب تر میشویم و از دوست داشتن تشنه تر .

عشق لذت جستن است و دوست داشتن پناه جستن .

عشق هر چه دیرتر می پاید کهنه تر میشود و دوست داشتن نوتر.

عشق نیرویی است در عاشق که او را به معشوق می کشاند و دوست داشتن جاذبه ای است در دوست که دوست را به دوست می برد .

عشق تملک معشوق است و دوست داشتن تشنگی محو شدن در دوست .

 

عيدكم مبارك

زندگي با همه وسعت خويش محمل ساکت غم خوردن نيست حاصلش تن به قضا دادن و پژمردن نيست زندگي رفتن و راهي شدن است زندگي جنبش راهي شدن است. از سر آغاز وجود تا بدانجا که خدا مي داند

 

پر معنی ترین کلمه" ما" است...آن را بکار ببند.
عمیق ترین کلمه "عشق" است... به آن ارج بنه.
بی رحم ترین کلمه" تنفر" است...از بین ببرش.
سرکش ترین کلمه" هوس" است...بآ آن بازی نکن.
خود خواهانه ترین کلمه" من" است...از ان حذر کن.
ناپایدارترین کلمه "خشم" است...ان را فرو ببر.
بازدارترین کلمه "ترس"است...با آن مقابله کن.
با نشاط ترین کلمه "کار"است... به آن بپرداز.
پوچ ترین کلمه "طمع"است... آن را بکش.
سازنده ترین کلمه "صبر"است... برای داشتنش دعا کن.
روشن ترین کلمه "امید" است... به آن امیدوار باش.
ضعیف ترین کلمه "حسرت"است... آن را نخور.
تواناترین کلمه "دانش"است... آن را فراگیر.
محکم ترین کلمه "پشتکار"است...آن را داشته باش.
سمی ترین کلمه "غرور"است... بشکنش.
سست ترین کلمه "شانس"است... به امید آن نباش.
شایع ترین کلمه "شهرت"است... دنبالش نرو.
لطیف ترین کلمه "لبخند"است...آن را حفظ کن.
حسرت انگیز ترین کلمه "حسادت"است... از آن فاصله بگیر.
ضروری ترین کلمه "تفاهم"است... آن را ایجاد کن.
سالم ترین کلمه "سلامتی"است... به آن اهمیت بده.
اصلی ترین کلمه "اطمینان"است... به آن اعتماد کن.
بی احساس ترین کلمه "بی تفاوتی"است... مراقب آن باش.

دوستانه ترین کلمه "رفاقت"است... از آن سوءاستفاده نکن.
زیباترین کلمه "راستی"است... با ان روراست باش.
زشت ترین کلمه "دورویی"است... یک رنگ باش.
ویرانگرترین کلمه "تمسخر"است... دوست داری با تو چنین کنند؟
موقرترین کلمه "احترام"است... برایش ارزش قایل شو.
آرام ترین کلمه "آرامش"است... به آن برس.
عاقلانه ترین کلمه "احتیاط"است... حواست را جمع کن.
دست و پاگیرترین کلمه "محدودیت"است... اجازه نده مانع پیشرفتت بشود.
سخت ترین کلمه "غیرممکن"است... وجود ندارد.
مخرب ترین کلمه "شتابزدگی"است...مواظب پلهای پشت سرت باش.
تاریک ترین کلمه "نادانی"است...آن را با نور علم روشن کن.
کشنده ترین کلمه "اضطراب"است...آن را نادیده بگیر.
صبورترین کلمه "انتظار"است... منتظرش باش.

احترام گذاردن به کسی که مقامی والا تر دارد، آسان است. متبرک کسی است
که به تمامی کسانــی که با آن ها روبــرو می شود احترام می گذارد؛ زیرا هر
کس تمثالی از وجود آن یگانه ی هستی است.
 
 
دست هایی که یاری می رسانند مقــدس تر از دست هایی هستند که دانه های
تسبیح را می گردانند.
 
 
چگونگی سپری کردن اوقات بیـکاری هر کس معیار مناسبی برای شناختــن
اوست.
 
 
آیا خدا کار ما را می خواهد یا عشــق ما را؟ خـدا می خواهد که ما با عشــق
برای او کار کنیم.
 
 
چگونه ممکن است کسی را دوست داشت و در عین حال به او آسیب رساند؟
آن کس که در قلب خودعشق داشته باشد، قادر به آسیب رساندن نخواهد بود.
 
 
مراقب خیا ل ها و آرزوها یـت باش چرا که قدرتـی جـادویی دارند . آنچه که
 امروز خیا ل می کنید فردای شما را رقم می زند.
 
 
بهترین زیور فروتنی ا ست؛ غنی ترین ثروت خـرد؛ قدرتمنـــد ترین سـلاح
شکیبــایی؛ بهترین امنیت ایمان؛ ومؤثرترین دارو خنده ا ست.
 
 
هرگــز بار نگرانی و تشویش یک لحظه را به لحظه ی دیگر منتقـل نکنید
همه را فراموش کنید تا آسوده خاطر باشید.
 
 
دنیا هیچ نقصی ندارد . نقصی که در دیگــران  می بینیم ناشی از نگــرش
معیوب ما ست.
نگارنده عشق باران *.* c7rain *.* | عنوان عشق: | لينک مهر |
و چنین هست سرنوشت فرشته ی عاشق داستان من ..................
روز وصال: شنبه پنجم آبان 1386 لحظه رويدن عشق :11:3
سلام خوبيد بچه ها به كمك احتياج دارم يه دعوت نامه ميخوام از پرشين گيگ كسي داره ممنون ميشم مي خوام عضو بشم واسم ميل كنيد به اين ميل c7rain@yahoo.com ممنون ميشم

Image hosting by TinyPic

باران۷۲عشق

قطعاتی از نامه ای به قلبم: قلب من، هرگز تو را محکوم و نقد نمیکنم.و نیز هرگز از آنچه می گویی شرمنده نمی شوم.می دانم تو کودک محبوب خداوندی، و او در تابشی شکوهمند و عاشقانه، از تو حفاظت میکند. قلب من، به تو ایمان دارم.طرفدارت هستم، و در نیایش هایم، همواره برایت درخواست برکت میکنم. همواره دعا میکنم یاری و پشتبانی مورد نیازت را دریافت کنی. قلب من، به تو ایمان دارم.ایمان دارم که تو عشق ات را با هر آن کس که نیازمند یا سزاوارش باشد، سهیم می شوی.که راه من راه توست، و همواره با هم به سوی روح القدس می رویم. از تو می خواهم به من اعتماد کنی.بدان که دوستت دارم و می کوشم تمام آزادی مورد نیازت را برای ادامه دادن به تپش شادمانه ات در سینه ام، در اختیارت بگذارم. برای آن که هرگز احساس از حضور من در گرداگردت احساس نا آسودگی نکنی، هر کاری میکنم.

 

FlowersFlowersFlowersFlowersFlowersFlowers

از ماهی کوچکی پرسیدم : تو چند نفر رو دوست داری ؟ گفت : این رودخانه و همه ماهی هایش را !

با تعجب گفتم : تو اینقدر کوچک هستی چطور می توانی این همه چیز را دوست بداری ؟

گفت : کافی است تنت از جنس اب باشد و روحت از جنس اسمان ، انوقت می توانی همه دنیا را در قلبت جا دهی .

.

می خوام داستان یک فرشته ای رو بگم که عاشق یک مرد خوب و مهربون

شد که در زمین زندگی میکرد ........

داستان از جایی شروع شد که او برای یک  ماموریتی به زمین آمد و فرشته

قصه ی ما با دیدن آن مرد  یک دل نه ؛ صد دل عاشقش  شد ....

تا جایی که عشق  را  در حد پرستش دوستش داشت

من حالا میخواهم از زبان قلب آن  فرشته معنای گذشت و فدا کاری را نشان

بدم تا معشوق های این گل سرخ وقتی به صداقت و پاکی عشق ...

عاشقشون با خبر شدن از خود گذشته باشن و به حرمت عشق بین خودشون

از هر چی که دارن گذشت کنن ( افکار ، حرف مردم ، سختی زندگی و .. )

و به طرف عشقشون برون ، چون ممکنه یک ثانیه بعد خیلی دیر شده باشه

خیلی دیر...................

 

 

»ـــــــ>    شاعر و فرشته  

 

شاعر و فرشته ای با هم دوست شدند . فرشته پری به شاعر داد و شاعر شعری به فرشته . شاعر پر فرشته رالالی دفتر« شعرش » گذاشت و شعرهایش بوی « آسمان » گرفت و فرشته شعر شاعر را زمزمه کرد و دهنش مزه « عشق » ...

خدا گفت دیگر تمام شد ، دیگر زندگی برای هر دویتان دشوار می شود زیرا شاعری که بوی اسمان را بشنود زمین برایش کوچک است و فرشته ای که مزه عشق را بچشد اسمان برایش تنگ.

 

 

و چنین هست سرنوشت فرشته ی عاشق داستان من ..................

 

فرشته تصمیمش رو گرفته بود ، پیش خدا رفت و گفت :

ای خدای مهربون ...........

ای پیوند دهنده ی قلب ها ................

ای که توی قلب های ما عشق رو قرار میدهی

توی زمین یکی هست که عاشقانه و قلبا من رو دوست داره

و من نور عشق و محبت را توی قلبش و چشماش دیدم

ای خدای مهربون به من اجازه بده برم روی زمین

و در کنار اون عاشق و دلباخته ی خودم زندگی کنم

ای خدای مهربون

تنها او هست که به من خوشبختی و لذت زنده بودن رو درطول زندگی هدیه میده

ولی خدا به فرشته گفت :

تو فرشته هستی و او یک انسان

تو توی بهشت هستی و اون روی زمین خاکی

فرشته  گفت :

ای خدای مهربون تو که عشق و مهربونی رو خلق کردی

مگه خودت به من یاد ندادی چگونه دوست داشته باشم ؟

مگه مهر دنیا رو به من نشان ندادی ؟

مگه تو نبودی که طعم لذت عشق رو به چشاندی ؟

می خوای من رو امتحان کنی ؟

آخه ای خدای مهربون راه از این قشنگ تر بلد نبودی ؟

آخه تو که داری من رو می سوزونی !

تنها

ای خدای مهربون شعله ی آتشی رو که توی سینم گذاشتی خیلی داغه !

ای خدای مهربون

دارم از عشق این انسان زمینی میسوزم

یاد او داره من رو از دوری اون آتش میزنه

اما ای کاش می دانستی که اگر خاکسترهم بشم

باز دلم اون انسان خاکی را می خواهد

کسی که شده همه چیزم

کسی که بعد این همه مدت شده همه ی وجودم

کسی که مثل اون برام پیدا نمیشه

کسی که بعد تو می پرستمش

آخه ای خدا یه چیزی بگو .............

فرشته ادامه داد :

ای خدای مهربون باورکن قصه ی فرشته بودنم زیادی غم انگیز شده

ای خدای مهربون

پایان قصه ی من رو عوض می کنی ؟

آخه چرا چیزی نمیگی ؟ .... نکنه با من قهری ؟ .... حق هم داری ....

آخه من یک فرشته ی عاشقم و گناه کارم

تاوان این گناه چیه ؟ ..... بزرگترین مجازاتش چه ؟ ..........

هر چی باشه قبوله ! ......... دیگه مهم نیست ! ............

ببین اعتراف هم می کنم

فرشته  توی آسمان ها فریاد زد و گفت

من عاشقم .....

اره بدون ترس میگم ..... من عاشقم

و با همه ی انرژیم .... و با همه ی وسعت قلبم .....

و با همه ی استعدادم

فریاد میزنم

دوستش دارم .... دوستش دارم .... دوستش دارم ..........

عاشقانه

فرشته به خدا گفت

کاش از خودت می پرسیدی منظور این فرشته چیه ؟

آخ ای کاش نبودم و نمیدیدم ............

نمیدیدم که باغ عشق رو به آدم ها میدی و به راحتی آتیششون میزنی

نمیبینی اون وسط قلبشون چه آتشی میگیره .........

ای خدای مهربون می خوای چی رو نشان بدی ؟

قدرتت رو ؟ ...... عظمتت رو ؟ .........

میدونم ...

میدونم همه چیز در دست توست....

ولی ای کاش بیشتر هوای فرشته ها رو هم داشتی

آخه اونا هم عاشق میشن حتی عاشق یک عشق زمینی

فرشته ادامه داد :

ای خدای مهربون دیگه بسمه .....

دیگه تحمل دوری او را ندارم ..................

دیگه هیچی را قبول ندارم ....

دیگه دلت برام نسوزه  ....

من را ببخش .....

میرم پیش عشقم تا آروم بگیرم ....

اره میرم اما این بار نه به قصد مردن ، بلکه به قصد زندگی

فرشته زندگی می خواد ..... فرشته آه نیست .....

فرشته اشک نیست .....

فرشته زندگیه ، فرشته یعنی عاشق

عاشق غریبه ی راه دورش ....

چشم به راه و منتظرش

منتظر تا به لحظه ی امن با اون بودن

 

فرشته بالاخره  تصمیمش را گرفت

ازجاش بلند شد و رفت بالهاش را به خدا پس داد

و پیراهن عشق پوشید و رفت ؛ تا خاک زمین دامن گیرش بشه

و رفت تا

تمام وجودش رو ........

احساسش رو .............

هستیش رو ...............

نثار کسی بکنه که با تمام وجود دوستش داره

.............................

..................

......

..

 

 

امیدوارم همه ی معشوقه های این گل سرخ با خواندن این متن نظرشون تغییر کنه و در حالی که

به عشق یارشون ایمان دارن ازهمه چیزخود بگذرند

و به طرف او بروند که خیلی تنهاست .......... !!!

به امید روزی که هیچ عاشقی تنها نباشه

آمین

 

 
§«در برابر آيينه ايستادم ، سر تعظيم فرود آوردم زيرا او بهتر از هركس حقايق را بر
من آشكار مى ساخت. مى خواستم سنگى بردارم وبر صورتش زنم و او را در هم بكوبم تا ديگر قادر نباشد اين دل شكسته را به صورت تصويرى اين چنين پر چين و چروك نشان دهد...ولى افسوس كه دستم حركت نكرد زيرا او حقيقت بود و من فريفته دروغ و مكر، او صافى باطن داشت و من غرق در گناه ، او حاكم بود و من محكوم ابدى!


§گذشته هاى غم آلود مرا به وضوح نشانم ميداد ، خونسردى و بى اعتنايى هاى زمانه
را در پيش ديدگان رنجورم چون موجى گذران مى گذرانيد...آهى از دل پر درد كشيدم تمام تنم مى لرزيد با پشت دستانم اشكهايى كه بر گونه هايم جارى بود پاك كردم...
§چه آرزوها داشتم ولى او چنان آتش بر خرمن اميد و آرزويم زد كه جز توده اى
خاكستر از آن باقى نمانده حال با ناله اى سوزنده ، با آه هاى دلخراش در ظلمتى ابدى در انتظار دردناك او مى سوزم. چشمان خسته ام از مرور خاطره ها خيس ميشود و در آرامش جانكاه مى شكند ، قلب شكسته ام در اين انتظار پوچ فرياد مى زند...»
§                         
«خدايا ،                                                                                    
خدايا ،                                                               
§خدايا                                               
§دگر تاب پريشانى ندارم                
§
                                                         نه از آهن ، نه از سنگم خدايا.»
  

 

 

به یاد آرزوهایی که رفت بر باد
سکوتی میکنم سنگین تر از فریاد ...

 

شاپرک ها کوچ کردند

جاده ها منتظر هیچ مسافری نیستند

رودخانه ها خشک شده اند

و درختان در انتظار هیچ بهاری نیستند

همه چیز در کلامی به نام درد خلاصه می شود

وقتی تو نیستی

 

امروز با تو سخن خواهم گفت امه نوعی دیگر. زیرا امروز همه چیز نوع دیگراست حتی تو.اینگونه نگاهم نکن.راست می گویم تو نیزنوع دیگر شده ای نه چون همشیه.....

امروزحتی چشمهای زیبایت نیز نوع دیگری به من می نگرد.....پر غروراما زیبا.

چقدر در نگاهت حرف نهفته هست...مرا که می شناسی حاجتم به سخن نیست...

ازنگاه معنادارت می فهمم انچه را که در دل داری....پس اینگونه با من سخن نگو.

حتی لحن شیزین کلامت هم نیز نوع دیگریست....

کاش همان حرف زدنهای عادی مرا دوست داشتی.اما انگار نه.خوشت نیامد...

پس با خود گفتم با زبان شعر بگویم ....اما گویی فایده نداشت و ندارد...

دل تو سخت پسند است...تو بگو چگونه بگویم؟؟؟؟

می خواهی حرفهایم را برایت نقاشی کنم؟؟؟....نه...قلم که توان ترسیم ندارد...

می خواهی حرفهایم رابر روی سنگ حک کنم؟؟؟...سنگ که یارای مقاومت ندارد..

می خواهی حرفهایم را به باد بسپرم تا به دستت برسد؟؟؟....نه....اگر نا محرمی شنید چه؟؟؟.....

می خواهی حرفهایم را فریاد کنم تا گوش فلک کر شود؟؟؟.........

پس چگونه بگویم؟؟؟...به خدا دیگر طاقتم طاق گشته و توانم از دست رفته.....

دیگر نمی دانم چه بگویم جز اینکه تورا می خواهم ....

                                                             و

                                   دوستت دارم

 

عشق اقيانوس وسيعي است که دو ساحل رابه يکديگر پيوند مي دهد


love is wide ocean that joins two shores
 

زندگي بدون عشق بي معني است و خوبي بدون عشق غير ممکن

life whithout love is none sense and goodness without love is impossible
 

عشق ساکت است اما اگر حرف بزند از هر صدايي بلند تر خواهد بود

love is something silent , but it can be louder than onything when it talks
 

عشق آن است که همه خواسته ها را براي او آرزو کني

love is when you find yourself spending every wish on him
 

عشق گلي است که دو باغبان آن را مي پرورانند

love is flower that is made to bloom by two gardeners
 

عشق گلي است که در زمين اعتماد مي رويد

love is like a flower which blossoms whit trust
 

عشق يعني ترس از دست دادن تو

love is afraid of losing you
 

پاسخ عشق است سوال هر چه که باشد

no matter what the question is love is the answer
 

وقتي هيچ چيز جز عشق نداشته باشيد آن وقت خواهيد فهميد که عشق براي همه چيز کافيست

when you have nothing left but love than for the first time you become aware that love is enough
 

زماني که همه چيز افتاده است عشق آن چيزي است که بر پا مي ماند

love is the one thing that still stands when all else has fallen
 

عشق مثل هوايي است که استشمام مي کنيم آن را نمي بينيم اما هميشه احساس و مصرفش مي کنيم و بدون ان خواهيم مرد

love is like the air we breathe it may not always be seen, but it is always felt and used and we will die without it

 عشق فراموش کردن خود در وجود کسي است که هميشه و در همه حال شما را به ياد دارد
love is totally forgetting yourself to someone that is always remembering you at all times

 Image hosting by TinyPicImage hosting by TinyPicImage hosting by TinyPic
 

خوشا عشق و خوشا ناکامی عشق

 خوشا رسوایی و بد نامی عشق

عشق                                      بيداد    من

باختن                  يعني                    لحظه                 عشق

جان                          سرزمين             يعني                        يعني

زندگي                                 پاک من عشق                               ليلي و

قمار                                                                                    مجنون

در                              عشق يعني ...           شدن

ساختن                                                                               عشق

دل                                 باران  عشق ۷۲                            يعني

كلبه                                                                        وامق و

يعني                                                                   عذرا

عشق                                                           شدن

  من                                                عشق

 فرداي                                يعني

  كودك                        مسجد

  يعني             الاقصي

عشق  من

عشق

 

نگارنده عشق باران *.* c7rain *.* | عنوان عشق: | لينک مهر |
   طراح زيبا ترين قالب هاي بلاگفا : محسن مختاري

c7rain@yahoo.com